آرشیو مجله و مقالات

همه مقالات و راهنماها

بازگشت به صفحه اصلی ←
تاریخچه شکل‌گیری زبان تصویر و مبانی هنرهای تجسمی  مقاله 3
WWW.TaniaCalligraphy.ir

تاریخچه شکل‌گیری زبان تصویر و مبانی هنرهای تجسمی مقاله 3

پیش از آنکه انسان نوشتن را بیاموزد، با تصویر سخن می‌گفت. نخستین نشانه‌های ارتباط تصویری را می‌توان بر دیواره غارها، صخره‌ها و اشیای ساخته‌شده توسط انسان‌های اولیه مشاهده کرد. این تصاویر، تنها نقاشی‌هایی ساده نبودند؛ بلکه نخستین تلاش‌های بشر برای ثبت تجربه، انتقال دانش و بیان احساسات به شمار می‌رفتند. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران هنر معتقدند که تاریخ هنرهای تجسمی، هم‌زمان با تاریخ اندیشه انسان آغاز شده است. از همان لحظه‌ای که انسان توانست میان آنچه می‌دید و آنچه در ذهن داشت ارتباط برقرار کند، زبان تصویر نیز متولد شد. تصویر؛ نخستین زبان مشترک بشر برخلاف زبان گفتاری که در هر سرزمین شکل متفاوتی دارد، تصویر زبانی جهانی است. انسان‌ها، صرف‌نظر از تفاوت‌های فرهنگی و زبانی، می‌توانند بسیاری از مفاهیم را از طریق تصویر درک کنند. برای نمونه، مشاهده شعله‌ای سرخ، آسمانی تیره یا چهره‌ای خندان، بدون نیاز به واژه‌ها احساسات مشخصی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند. این ویژگی باعث شده است که تصویر به یکی از قدرتمندترین ابزارهای ارتباط انسانی تبدیل شود. هنرمندان از گذشته تا امروز از این ظرفیت بهره برده‌اند تا باورها، آیین‌ها، رویدادهای تاریخی و احساسات خود را به نسل‌های بعد منتقل کنند. هنر در دوران غارنشینی قدیمی‌ترین آثار شناخته‌شده هنرهای تجسمی، نقاشی‌های غارهایی مانند لاسکو در فرانسه و آلتامیرا در اسپانیا هستند. غار لاسکو و غار آلتامیرا این نقاشی‌ها که قدمتی بیش از ۱۵ هزار سال دارند، صحنه‌هایی از شکار، حیوانات، حرکت انسان و نمادهای ساده را به تصویر می‌کشند. اگرچه این آثار از نظر فنی بسیار ساده به نظر می‌رسند، اما نشان می‌دهند که انسان از همان آغاز تاریخ، به مفاهیمی مانند ترکیب‌بندی، حرکت، تناسب و روایت تصویری توجه داشته است. در حقیقت، مبانی هنرهای تجسمی پیش از آنکه به‌صورت علمی تدوین شوند، در عمل توسط انسان‌های اولیه تجربه شده بودند. هنر در تمدن‌های باستان با شکل‌گیری تمدن‌های بزرگ، هنر نیز به ابزاری برای نمایش قدرت، اعتقادات و فرهنگ تبدیل شد. در مصر باستان، هنرمندان قوانین دقیقی برای نمایش اندام انسان داشتند. پیکره‌ها اغلب با چهره نیم‌رخ، چشم از روبه‌رو و شانه‌های مستقیم ترسیم می‌شدند. هدف، بازنمایی واقعیت نبود؛ بلکه انتقال مفهوم جاودانگی و نظم بود. در بین‌النهرین، هنر بیشتر بر نمایش شکوه حکومت و آیین‌های مذهبی تمرکز داشت و در ایران باستان، به‌ویژه در آثار هخامنشی، هماهنگی، نظم، تقارن و ریتم به‌وضوح دیده می‌شود.

👤 استاد تانیا غفاری۱۴۰۵/۶/۲۱
کسب درآمد